عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
255
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
709 لعلّ انطلاقى فى البلاد و عزمتى * و شدّى حيازيم المطيّة بالرّحل « 30 » 710 سيد فعنى يوما الى ربّ هجمة * يدافع عنها بالعقوق و بالبخل « 31 » و به سبب زيادهروى و مبالغه ايشان در نكوهش پرخورى و شكمخوارگى است كه آن صفت را در هجوهاى خود گنجانيده ، و به صفات نكوهيده مقرون گردانيدهاند ؛ چنان كه جرير در حالى كه قومى را به سبكسرى و كمخردى ، و حرص بر خوردن غذا و سبقت گرفتن به آن وصف مىكند ، گفته است : [ از بحر كامل ] 711 و بنو الهجيم سفيهة أحلامهم * ثطّ اللّحى متشابهو الالوان « 32 » 712 لو يسمعون بأكلة او شربة * بعمان أمسى جمعهم بعمان « 33 » 713 متأبّطين بنيهم و بناتهم * صعر الأنوف لريح كلّ دخان « 34 » و چنان كه شاعر ديگرى گفته است : [ از بحر وافر ] 714 إذا ما مات ميت من تميم * فسرّك ان يعيش فجئ يزاد « 35 » 715 بخبز او بتمر او بلحم * أو الشّىء الملفّف فى البجاد 716 تراه يطوّف الآفاق حرصا * ليأكل رأس لقمان بن عاد « 36 » و با وجود نكوهش اين حالت ، در ميان عرب كسانى هستند كه به آن حالت
--> ( 30 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان عروة بن الورد ، ص 115 ( بجاى و عزمتى ) « و بغيتى » ضبط شده است . ( 31 ) - ديوان عروة ، ص 116 ملاحظه شود . ( 32 ) - آن شعر را جرير سروده و با آن هجيم بن عمرو بن تميم را هجو گفته است . ديوان او ، ص 581 ملاحظه شود . در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان جرير به اين عبارت ضبط شده : « انّ الهجيم قبيلة مخسوسة » و آخر بيت در نسخه اصل « الاخلاق » ثبت شده است . ( 33 ) - در ديوان ( بجاى امسى ) اصبح ضبط شده است . ( 34 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان ، « متورّكين » ضبط شده است ، و ( بجاى مصراع دوم ) ، « يتناعبون تناعب الغربان » ، روايت مىشود . ( 35 ) - ابن حبيب نقل كرده كه آن شعر از ابو مهوّش فقعسى است ، و دعبل گفته از ابو المهوّس اسدى است . ( الكامل مبرّد ، ج 1 ، ص 147 ملاحظه شود ) ( 36 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در الكامل تراه ينقب البطحاء حولا ضبط شده است .